http://boot-tam.ir/up/uploads/13364036215.gif http://boot-tam.ir/up/uploads/13364036215.gif سیستانیهادرگلستان ومازندران میراث دارتمدن سترگ آریایی وسکاهای بزرگ

-سیستونی عزیزتوراخداهرگونه اطلاعات ازتمدن کهن سیستان،آداب ورسوم،فرهنگ،طایفه ها،مراسمات،داستان وضرب المثل،بزرگان سیستانی ازگذشته تامعاصر(ازپزشک تاشاعرو..)،مفاخروجاذبه های گردشگری و...سیستان داری برام بفرست یازنگ بزن09111772048 azarigolestanenow@yahoo.com بخش فرهنگی بنیاد نیمروز وروزنامه نیمروزمنتظر
  • بازدید امروز : 9
  • بازدید این ماه : 214
  • بازدید امسال : 3,199
  • کل بازدیدها : 96,590
  • تعداد پست های ارسالی : 18
  • تعداد افراد آنلاین : 0

http://boot-tam.ir/up/uploads/13364036215.gif
چای لاغری دکتر سینا و سیلنس

نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 22:58:57 - 1390/10/6 تعداد بازدید : 2120 نظر بدهید (3)


سلام برای ارتباط با بنیادنیمروز؛کانون سیستانیان

وآشنایی با فرهنگ؛آداب ورسوم؛بازیها؛غذاها؛عروسی

وعزا؛وهرآنچه در باره سیستان وسیستانیها بخواهید را

ازاین لینک بخواهید


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 10:40:26 - 1390/2/20 تعداد بازدید : 3560 نظر بدهید (1)


سیستانیها،جایگاه سیستان ازدیدگاه رهبرمعظم
هرجایی که مردم با همت مثل شما باشند که هم استعداد علمی دارند ، هم استعداد کار ، و هم همت کار کردن ، منطقه با تدبیر امر می تواند روز به روز مراحل پیشرفت را طی کند واین باید حتما در مورد سیستان تحقق پیدا کند وعمل بشود ، سیستان به گردن کشورحق دارد .
از بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 20:42:51 - 1390/2/2 تعداد بازدید : 1546 نظر بدهید (9)


لطفاازنشانی زیراستفاده کنید

http://sistanam.blogfa.com

http://sistanam.mihanblog.com

http://sistanam.parsiblog.com

http://www.golestanenow.ir

http://www.golestanenow.com

http://azarigolestanenow.blogfa.com

09111772048

azarigolestanenow@yahoo.com


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 21:05:10 - 1391/6/1 تعداد بازدید : 1008


سلام از اين پس براي خواندن مطالب مرتبط با

سيستان وسيستانيها وبنده به اين نشاني

مراجعه فرماييد((بنيادنيمروز كانون جهاني

فرهيختگان سيستاني))


بنيادنيمروز كانون جهاني فرهيختگان سيستاني/سيستانيها/سيستانيان/سيستانيهاي گلستان ومازندران


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 19:15:48 - 1390/6/28 تعداد بازدید : 1194 نظر بدهید (0)


جوابیه محمدآذری به جهانگیرزاده درخصوص مصاحبه نماینده ارومیه با خبرگزاری مهروبی اهمیت خواندن خشکی هامون

------------------------------------------------------

 

جهانگیرزاده نماینده اورمیه درمجلس درگفتگوباخبرگزاری مهر:مشکل دریاچه ارومیه همانند خشکی هامون نیست که هیچ تاثیر منفی در زندگی مردم و حیات زیستی منطقه نداشت.

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور:

خشکی هامون هر ساله ۶۰۰ میلیارد تومان خسارت برجای می گذارد

** محمدآذری مدیرمسول روزنامه گلستان نو(نیمروز)درپاسخ به نماینده ارومیه:

سکوت ,نجابت وصبوری سیستانی هادلیل بربی اهمیت بودن خشک شدن هامون نیست!!

--------------------------------------------------------------------

چند روز قبل در خبرگزاری مهر مصاحبه ای را خواندم از جواد جهانگیرزاده نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی خواندم که در آن از وضعیت دریاچه ارومیه گلایه کرده بود ولی در بخشی از ان (خط سوم) مقایسه ای انجام داده بودکه بسیار شگفت انگیز بود. ایشان خطاب به مسئولین عنوان کرده بود که: دریاچه ارومیه مثل خشک شدن دریاچه هامون نیست که هیچه اثری بر محیط زیست و مردم نداشته باشد.

نمی دانم که جناب جهانگیر زاده تحصیلاتشان در چه زمینه ایست ؟ولی دوست داشتم که ایشان حداقل به سیستان سفر می کرد و یا اینکه درخصوص دریاچه هامون قدری مطالعه می داشت حدقل بعنوان یک ایرانی بویژه ایرانی آذربایجانی که دربسیاری از موارد باستانی باسیستان عزیز هم ریشه و مشترک میباشند.ولی چون بعنوان یم نماینده مجلس اظهارنظرکرده باید

به ایشان عرض کنم :جناب جهانگیر زاده شما برای اینکه اثبات کنید خشک شدن دریاچه ارومیه چقدر مهم است لازم نیست که آسمان ریسمان ببافیدوجایی دیگر را مثال بزنید و برای اثبات خودت نباید جایی دیگر را بکوبید .در همین ابتدای سخن باید عرض کنم که برای بنده بعنوان یک سیستانی همانقدر که خشک شدن هامون اهمیت دارد همان اندازه نیز برای از بین رفتن ارومیه ناراحتم. و اعتقاد دارم که باید مراقب داشته های زیست محیطی و فرهنگی و... سرزمین مقدسمان وحتی سراسرجهان باشیم . چه در سیستان باشد چه در آذربایجان یا آفریقا و..

ولی دوست گرامی اگر امروز یکی از دلایل نابودی دریاچه ارومیه متوجه نیت مسئولین برای آبادانی و راحتی مردم آن سامان است و در واقع مسئولین می خواستند بااحداث جاده ازوسط دریاچه  به مردم آذربایجان غربی لطف نمایند ولی مهمترین دلیل خشک شدن هامون نتیجه بی تدبیری و عدم توجه مسئولین گذشته وحال  به سیستان است . چرا که اگر باتمام قدرت وبا استفاده ازابزارچانی زنی که درسطح بین الملل دراختیار داشتندحداقل به دنبال حق آبه ایران از طریق افغانستان و سازمان های بین المللی بودند امروزه ما شاهد این همه بدبختی در سیستان نبودیم.

ولی دوست عزیز ای کاش یکبار هم که شده بود بعنوان نماینده مجلس که در برابر تمام ایران مسئول می باشد به سیستان سفری کردید و از نزدیک می دیدید که چه بلایی بر سر مردم آن سامان آمده است؟

ای کاش از نزدیک می دیدی که چگونه هامون که اکنون تبدیل به یک ریگزاری  شده است  در فصل بادهای سیستان امان مردم را بریده است؟ ای کاش شن های روان سیستان را از نزدیک لمس می کردی ؟ ای کاش می آمدی و می دیدی که چگونه این  مردان مرد سیستان بی آب؛ به مرزبانی از این کشورمشغول هستند!از لحاظ تاریخی خواستم بدانیم دوست عزیز سیستان و دریاچه هامون آن یک شهر و منطقه و یک دریاچه صرف نیست و نبوده که هیچ اثری برمردم نداشته باشد . خوب است بدانیم براساس کتب دین زرتشت(که ازادیان به رسمیت شناخته شده درایران میباشد) یازدهمین سرزمینی که اهورا مزدا آفرید سیستان بود و بهتر است بدانیم  که هامون را در اوستا ((کانس اویا)) می نامیدند و بر تقدس هامون همین بس است که سوشیانت دین زرتشتی از انجا برخواهدخاست و پسران زرتشت مکلف به نگهبانی آن شده اند .خوب شایدعده ای این رااساطیروتاریخی بدانندوبرایشان مهم نباشه. بنابراین به جنبه های عیرتاریخی وکاربردی وامروزی آن می پردازیم:

خوب است بدانیم که دریاچه هامون بعنوان هفتمین تالاب بین المللی جهان و بزرگترین دریاچه آب شیرین کشور که تاکمتر از دو دهه قبل هر ساله پذیرای بیش از یک میلیون پرنده مهاجر بود اکنون در استانه پاک شدن از روی نقشه جغرافیایی کشور استنماینده مجلس ایران که در برابر تمام مسائل کشور مسئول هستید باید آگاه باشی که حداقل ۱۵ هزار صیاد از نابودی هامون بیکار شدند که اگر اینان را سرپرست خانواری حداقل ۵ نفره بدانیم چه جمعیتی انبوه می شود!آیا اینهااثربرمردم نیست؟!

نماینده عزیز در اثر نابودی هامون عزیز هزاران زن و روستایی که با نی های بدست امده از هامون درطول تاریخ به صنایع دستی اشتغال داشتند ، منبع درامد خود را از دست دادند.دامداران سیستانی با حداقل ۱۲۰ هزار راس گاو اصیل سیستانی که از برترین نژادهای اصیل گاو در جهان هستند و حداقل در ۷۰ هزار هکتار اراضی دریاچه هامون دامداری می کردند یا مهاجرت کردند یا اواره و ورشکست شدند.به عقیده شمااینها برمردم سیستان اثرنداشته است؟!

جناب جهانگیر زاده عزیز حداقل ۸۰۰ روستا تحت تاثیر هجوم شن های روان دریاچه هامون قرار گرفتند . دریاچه ای که سالیانه ۱۲ هزار تن ماهی ازآن صید می شد

امروزه یک بستر  خشک  و تفتیده است که اگر مطالعه دقیقی صورت می گرفت مشخص می شد که نابودی هامون بزرگترین

پدیده پناهندگی آوارگان  زیست محیطی در کشور را رقم زده است ! که البته این یکی از وظایف جنابعالی و همکارانتان می

باشد اگر شما و همکارانتان حداقل , وزارت خارجه گاها در آفساید را مجبور میکردید که افغان ها را پایبند به کمیسیون دلتا

(کمیسیون  دلتا متشکل از کارشناسان کشور کانادا ، آمریکا و شیلی که روی رودخانه هیرمند کار کارشناسی انجام

دادند )و قرارداد ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان مبنی بر آزاد سازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه در رودخانه هیرمند را

پیگیری می کردید اکنون هامون در انتظار قطرات اب نبود و مردم غیور و مرزبانان ان آوراه و سرگردان نمی شدند

.

جناب جهانگیر زاده اگر درد غربت و مهاجرت بر اثر خشکسالی و خشک شدن هامون را می دانستید هیچگاه چنین اظهار نظری نمی کردید . آیا تا بحال تصور کرده اید درد پیرمرد و پیر زنی که تمام خاطرات و تاریخ و پیشینه خود را بگذارد و به جایی دیگر برود و فرزندانش را انجا بزرگ کند و با شنیدن نام سیستان اشکش روان شود؟!

آیا می شود گفت زندگی در جایی غیر از زادگاه و ریشه ها و نگاه طعن امیز و تحقیر آمیز کسانی که از عظمت و بزرگی تاریخی تو هیچ نمی دانند چه دردی دارد؟ آیا می شود تصور کرد فرزند و نواده یعقوب لیث و رستم و فرخی سیستانی و... را که در اثر خشک شدن هامون مجبور به جلای وطن شود و درغربت هیچگاه ان گذشته تاریخیش به کارش نیایید و به جرم تغییر خانه در حیاط منزلش(کشور ما حیاط منزل ماست) باید نگاههای  تحقیر آمیزتحمل  و کنایه ها بشنود ودرکشورش به او غیربومی گفته شودوسایه شهرونددرجه دوم بودن راتحمل کند بر وی چه می گذرد و چه حالی به او دست می دهد؟!

آیا اینها اثر بر زندگی مردم حاشیه هامون نیست؟!

تالاب هامون از لحاظ اقتصادی برای ساکنان سیستان اهمیتی بسزا داشته و دارد و از نظر زیست محیطی نیز منبعی عظیم و مهم بشمار می رود. این منطقه به علت قرار گرفتن در مراکر مناطق کویری و نیمه کویری کشورهای ایران و افغانستان ، در حقیقت تنها مامن زیست پرندگان مهاجر در شرق کشورمان محسوب می شود. وجود دریاچه آب شیرین ، زمین های باتلاقی پخش آب حاصل از طغیان رودخانه ها ، نیزارها، تولید جلبکها و حشرات و ماهیان در مواقع پرآبی همگی باعث می شده است که این منطقه مامن ماوای صدها هزار پرنده مهاجر ، بخصوص پرندگان آبزی و کنارآبزی شود،پرندگان و جانوران وحشی این منطقه عبارتند از :پلیکان و فلامینگو پرندگان مهاجر آبی ،تیهو ، زنگوله باله، باقرقره،خرگوش، شغال،کفتار، کاراکال،یوزپلنگ،گراز،آهو.تاکنون بیش از ۱۸۳ گونه پرنده در دریاچه هامون مشاهده شده است که در غالب ۵۱ خانواده تنوع کم نظیر پرندگان را نشان می دهد که سازمان بین المللی پرندگان این تالاب را زیستگاه با اهمیت پرندگان معرفی کرده است علاوه برآن  قبل ازخشک شدن هامون عزیز,پس از عقب نشینی آب مراتع سرسبزی ایجاد می شده و منبع اصلی تغذیه هزاران راس دام سیستان بوده است. درواقع دریاچه هامون ماندابهای وابسته به حوزه آبهای افغانستان را به سمت خود جذب می کند و به همین دلیل همانند دریاچه ارومیه کف ان پوشیده از رسوبات رودخانه ای و دریاچه ایست.

تاکنون بر اساس تحقیقات انجام شده ۲۱ گونه گیاه آبزی در قالب ۱۰ خانواده از تالاب هامون شناسایی شده است که از جمله آنها گیاهان شناور ، غوطه ور و گیاهان اب دوست وبویژه گیاهانی از گیاهای مهم اقتصادی منطقه سیستان است که مورد مصرف دامها و صنایع دستی می باشد

قطع جریان رود مرزی ایران و خشکی هامون باعث شده تا نقش مظاعف تالاب هامون در چرخه اقتصاد مردم سیستان و بعد زیست محیطی ان کمرنگ شود . تالاب هامون یکی از هفت تالابی ست  که  در فهرست تالاب های بحرانی (عهد نامه رامسر) ثبت شده است .

در گذشته صیادی شغل اصلی و اثرات پیش روی آب و ایجاد مراتع باعث رونق دامپروری در سیستان بوده است که زندگی گاوداری سیستان وابسته به هامون بوده است .

صنایع دستی از جمله پرده بافی نقش عمده ای در اشتغال سیستان داشت که ان هم از بین رفت و چندین  روستا در زیر شن ها مدفون شده است و گاو سیستانی نیز بدلیل وابسته بودن به نیزارهای هامون در آستانه انقراض قرار گرفته است و این یعنی از بین رفتن صیادی ، کشاورزی، دامپروری، محیط زیست و صنایع دستی و در مجموع هامون به یک کانون بحرانی برداشت شن و ماسه تبدیل شده است  و اینها وقتی در کنار بادهای ۱۲۰ روزه سیستان قرار میگیرد اهالی را بیشتر تحت تاثیر و فشار عوامل فرسایش و بیابانزایی قرار داده است . با شروع طوفان ،میزان آلودگی هوا را از حد استاندارد فراتر برده و باعث افزایش بیماریهای مرتبط با بادهای ۱۲۰ روزه شده است .که البته ازدیدجنابعای اثربرمردم ومحیط زیست سیستان تلقی نمی شود. به همین دلیل بازهم بایدخدمت جنابعالی عرض کنم که:

هامون یگانه مامن زیستی پرندگان مهاجر در شرق ایران بشمار می آید . پوشش گیاهی دریاچه شامل ۵۵ گونه از جمله اویارسلام،مرغ،بارهنگ آبی،علف بوریا،لویی،نی،هزارنی و جگن است. گونه های شورپسندی نظیر گز،تاغ،اسکنبیل،خارشتر،گون،شورقلیا واشنان

۲۳۹ گونه جانوری از جمله پلیکان، فلامینگو، غاز، قوی گنگ، باکلان کفچه نوک، اردک تاجدار،آنقوت،هویره،کبک،تیهو،عقاب شاهی،سنقر،شاهین،دال،جغد،پرستوی دریایی، عقاب دریایی دم سفید،عقاب تالابی ،سارگپه،مارچلیهر،افعی پلنگی،افعی شاخدار ایرانی ،مارجعفری، بزمجه، آگاما، ماهی گرگک ،کپورماهی،آمورسفید و سیاه ماهی بوده است که وقتی هامون خشک شودلابدبازهم ارزشی نداشته است؟؟!!

کاهش پستانداران حیات وحش منطقه هامون از ۲ هزار راس به کمتر از ۲۰۰ راس آنهم بادرنظرگرفتن اینکه دریاچه  هامون با مساحت برابر۲۹۳ هزارو ۳۱ هکتار ودر سال ۱۳۴۶  منطقه حفاظت شده ودرسال ۱۳۵۴ تالاب بین المللی اعلام شده بود جای تامل وبررسی منصفانه ودقیق دارد.اگرهامون تالاب بین المللی درحالت بحران ومنطقه حفاظت شده آنهم درچنددهه قبل اعلام نشده بود شرایط وحال وروزش امروزه چه بود؟آیا اینها اثربرمردم سیستان نیست؟!جناب جهانگیرزاده (نماینده مجلس وعضوکمیسون امنیت ملی مجلس)

وقتی آقای محمد جواد محمدی زاده معاون رئیس جمهور و رئیس حفاظت محیط زیست خسارت برجامانده از خشکی هامون را سالانه ۶۰۰ میلیارد تومان اعلام می کند چگونه است که شما می فرمایید اثری بر محیط و مردم نداشته است ؟ نکند این رقم ها به نظر شما کوچک و ناچیز دیده می شود؟!یااینکه ....؟؟!!بهتراست جهت روشنترشدن اذهان اضافه کنم که:

دریاچه هامون که زمانی استراحتگاه  پرندگان مهاجر بوده است اکنون به یک کارخانه تولید شن و ماسه تبدیل شده است که حتی هزینه های میلیاردی انجام شده برای حفظ آن در حد مسکن است و اینها زمینه ساز ایجاد مشاغل کاذب در سیستان شده است .واگربیفزایم به اینها :زمانی که از هر هکتار نیزار منطقه ۶ تن علوفه خشک بدست می آمد اکنون باید خریداری شود آن هم با هزینه حمل و جابجایی و ... اینها یعنی بیکاری ، فقر ، بیماری ، مهاجرت  دسته جمعی ، رشد مشاغل کاذب و از بین رفتن محیط زیست و پرندگان و ...که همگی از جمله اتفاقاتیست که در منطقه سیستان با بحران خشک شدن هامون اتفاق افتاده است.آیا اینها اثربرمردم ومحیط زیست منطقه سیستان وعواقب خشکی هامون نیست؟!

ای کاش یکبار هم که شده بود به سیستان می آمدید و می دید بر سرنوادگان یعقوب که ایران و زبان فارسی را احیا کرد براثرخشک شدن هامون چه آمده است؟ ! ای کاش به سیستان می آمدی و می دیدی که جوانان غیور با تمام این مشکلات عدیده با چه عشقی به ارزشها و میهن به مرزبانی مشغول هستند و به فرموده مقام عظمای ولایت که فرمودند :((سیستان بر گردن کشور حق دارد)) قطعا یکی از جلوه های این فرمایش همین صلابت و نجابت و صبوری می باشد.

جناب جهانگیر زاده شما نگران نمکهای دریاچه ارومیه هستید در حالی که سالهاست مردم صبور سیستان با طوفانهای شن و ذرات معلق در هوا دست به گریبانند همان گردو خاکی که وقتی اندکی از ان و آنهم در چند روز کوتاه برسر غرب کشور و پایتخت بارید همگی دست بکار شدیم (که البته حق هم هست) اما آیا کسی از مردم صبور و نجیب سیستان پرسید که در این سالها چه برسرتان آمده است؟(البته منکرخدمات نظام دردیگرحوزه های مرتبط باسیستان عزیرنیستیم)آیا بنطرشما درصدبالای بیکاری ,حاشیه نشینان هامون خطر و تهدیدی برای مردم سیستان نیست مگر هامون در زمره معدود تالابهای آب شیرین جهان نبود؟مگر سیستان انبار غله ایران وآسیا نبود ؟ چرا کسی در برابر بدبختی این مردم نجیب اینقدرسروصداایجاد نکرد؟اگر کوتاهی شده است که صد البته هم شده ولی چنین حرفهایی جز جزنمک پاشیدن برروی زخمهای هامون نیست .بنده چون فامیلی ام(( آذری)) هست وازسویی ((سیستانی الاصل ))هستم دلسوزانه وبعنوان یک معلم ازت گلایه دارم.البته قصدم ازاین جوابیه فقط روشنگری میباشدوهیچگاه منکردلسوزی جنابعالی وخدمات صورت گرفته ازسوی نظام درسیستان نیستم.

جناب نماینده اگر صدها بار بدتر از این بر سر مردم غیور سیستان بیاید دست به اقدامات ضد امنیتی نمی زنند، مگر زمانی که درخانه خدا وهنگام نمازجوانان مارا مثله کردند آیا جز صبوری از مادیدید؟چه مرزبانان قانع ونجیبی که فقط به عشق اسلام وایران و وطن و به عشق آذربایجان و فارس  و یزد و گیلان و.... خود را سپر بلای بدخواهان می کنند وعلی رغم همسایگی کشوری که بزرگترین تولیدکننده موادمخدراست ودرهمسایگی ناامن ترین کشورهاقرارداریم وبیشترین شهدای مبارزه باموادمخدرراتقدیم کردیم تاجوانان سایراستانهاوکشورهاآلوده ومعتادنشوند,هیچگاه درمرزبانی کوتاهی نکرده ایم . پس شایسته نیست ما را باکلام رنجاند.البته پرواضح است که مردم شریف آذربایجان باقضاوت شماهمراه نیستندوآنهانیزمانندمابه دنبال عظمت ایران اسلامی هستند.همانگونه که دردفاع مقدس دوشادوش هم اجازه ندادیم حتی یک وجب ازخاک مقدسمان ازدست برودان هم زمانی که تمام دنیادربرابرماقرارداشتند.

برادر عزیز  سیستان منطقه تجاری ندارد تنها امرار معاش انها کشاورزی می باشد که وابسته به آب هامون می باشد خوب است تصور کنید که وقتی آب هامون خشک شود چه برسر کشاورزی و مردم ان آمده است ؟

آیا اینها اثر برمردم نیست؟! اگر مردم شریف و نجیب و صبور سیستان استخوان در گلو ، چیزی نگفتند نه اینکه خشک شدن هامون اثری برانها نداشته است بلکه نمی خواستن ونمی خواهندکسی ازشرایط سواستفاده نکند.بهتراست بدانیدکه علی رغم هزاران شهیدی که تقدیم ایران واسلام کردیم درگروهک هابویژه منافقین هیچگاه سیستانیها عضویت نداشته اندوهمواره آماده جانفشانی برای اسلام وایران وارزشهای الهی وآرمانهای امام (ره)ومنویات مقام معظم رهبری بوده اند .اگر مردم ما دست به اقدامات ضد امنیتی نزدند دلیل بر جهل انها یا ناتوانی ایشان نیست که در طول تاریخ سیستان را سرزمین فرهیختگان مردان مرد دانسته اند و در زمانی که دربرخی ازکشورهاوجاهایی  که داعیه تمدن دارندمردم در توحش بودند و هنوز آمریکا کشف نشده بود وبیمارانشان رابه درخت می بستندوبه شدت کتک می زدندکه جن ازتنشان خارج شوددر سیستان جراحی مغز انجام می شده است و آثار مکشوفه شهر سوخته موید این ادعاست .!!ولی دوست گرامی نجابت ما را کسی تفسیر نکند و چه زیباست که به شیوه ای مناسب  از مردمان این مرزو بوم دلجویی نمایید . هامون جدا از شرایط اکولوژیکی ، شرایط تاریخی ارزنده ای دارد که باید تمام ان را با تمام وجود باور کرد , با مدیریت یکپارچه , تدوین سند جامع , تلاش برای احیای حق آبه  ایران و اجرای برنامه های مناسب زیست محیطی باید  حیات  دوباره ا ی  به هامون  داد و در این بین عزم ملی لازم است که باید به پاس این همه رشادت ، جانبازی، صبوری و نجابت سیستانیها, به آنها همت  گماشت

محمد اذری مدیر مسئول روزنامه گلستان نو (نیمروز)



ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 14:13:50 - 1390/2/22 تعداد بازدید : 6452 نظر بدهید (2)


راحی چشم و انیمیشن در شهر سوخته

پیشتر مقالات تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم ، ایران پیش از آریایی ها و اولین تمدن دشتیِ تاریخ بشر از مجموعه تاریخ ایران باستان به شما تقدیم شد. امیدواریم چهارمین بخش که به شهر سوخته اختصاص دارد رضایت شما را جلب کند.

پزشكان شهر سوخته نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز و چشم دست بزنند.

شهر سوخته (Burned City) (shahr-i-sokhta) در 56 کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان امروز واقع شده است. این شهر در 3200سال قبل از میلاد (5200 سال پیش) پایه گذاری شده و مردم در چهار دوره بین سال‌های 3200 تا 1800 قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.

در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌های مختلف و آبراه‌هایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی این شهر آب می‌‌رسانده و مردم را به کشت و زرع ترغیب می کرده است. در جریان حفاری‌های شهر سوخته مشخص شد که احتمالا با توجه به صنعتی بودن و وجود کارگاه‌های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده می‌‌کرده اند.

جام سفالینی که نقش یک بز کوهی در حال حرکت به سوی درخت در چند مرحله را نشان می دهد به اذعان بسیاری از متخصصین اولین انیمیشن و تصویر متحرک شناخته شده در جهان به حساب می آید

شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، و نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات در آنجا به دست آمده است. باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور درباره روشهای ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحه‌های طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌های استوانه‌ای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقه‌ها به یکدیگر مهره‌های سنگ لاجورد را در میان آن قرار می‌‌دادند. در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون 12نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر نیز می‌‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌‌کردند. جام سفالینی که نقش یک بز کوهی در حال حرکت به سوی درخت در چند مرحله را نشان می دهد به اذعان بسیاری از متخصصین اولین انیمیشن و تصویر متحرک شناخته شده در جهان به حساب می آید. هنرمندان شهر سوخته به زیبایی تصویر حرکت یک بز به سوی درخت را به نحوی بر روی سفال طراحی کرده اند که با چرخاندن جام این بز به حرکت در آمده و به سوی درخت می شتابد و این نسخه ابتدایی کاری است که امروزه بشر تحت عنوان انیمیشن و پویا نمایی انجام می دهد.

شهر سوخته بدون شك جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. این نكته نه تنها در بقایای آثار معماری و كارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می شود بلكه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز دیده می شود. در اولین دوره کاوش در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود نوعی برنامه ریزی و سازماندهی شهری در این شهر است.

دانش پزشكی هم در شهر سوخته در حد شگفت انگیزی پیشرفت کرده بود تا آن حد كه پزشكان این شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند. اسکلتی از یک دختر در گورستان این شهر به دست آمده است که جای شکستن و ترمیم مجدد استخوان جمجمه کاملا روی آن مشخص است. همچنین بقایای جمجمه ای دیگر با چشم مصنوعی از گورستان این شهر به دست آمده که نشان می دهد پزشکان این شهر به کار جراحی چشم هم وارد بوده اند.

دانش پزشكی هم در شهر سوخته در حد شگفت انگیزی یشرفت کرده بود تا آن حد كه پزشكان این شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند

از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر،همراه با آثار مهرهای ایلامی ، نشان از ارتباطات تجاری و كنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد .


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 13:49:08 - 1390/2/22 تعداد بازدید : 4196 نظر بدهید (0)


برای آن مرد و زن شریف سیستانی



اینجا سیستان است؛ روزگاری انبار غله‌اش می‌نامیدند و در شورمستی‌های هامون پرنعمتش بسیاری از مردمان به همراه میلیون‌ها قطعه پرنده و چرنده پا‌می‌کوبیدند و شادی می‌افروختند و زندگی را جشن می‌گرفتند …
امروز اما هامون با سیستان قهر کرده! همسایه‌ی شرقی هم دیگر مثل اون‌وقت‌ها شیر آب هیرمند را به سوی سیستان رها نمی‌سازد … نتیجه این شده که می‌بینید: کوه خواجه، برهنه‌تر از همیشه و مردمانی که محرومیت و فقر را از نو معنی می‌کنند … نمی‌کنند؟
با این وجود، وقتی این زن و مرد سیستانی را می‌بینم که چگونه می‌کوشند تا از آنچه برایشان هنوز باقیمانده، ره‌توشه‌ای برای بقا بیافرینند، دلم گرم می‌شود …
آنها دارند برگ‌‌های شور درختچه‌ای شورپسند و بیابانی به نام گز (Tamarix) را خشک کرده و می‌شورند تا نمکش کم شده و بتوانند آن را به عنوان علوفه‌ی جایگزین به دام‌هایی دهند که روزگارشان از صاحبان‌شان اگر بدتر نباشد، بهتر هم نیست!



می‌دانم! شاید بپرسید که خب چه کار کنیم؟
می‌فهمم … دنبال چه کار کردن نیستم؛ فقط دلواپس بی‌احساسی مردمان در مواجهه با چنین تصاویری هستم!
به قول ریچارد باخ در یادداشت‌های مرد فرزانه:
عیبی ندارد عادی رفتار کنی
به این شرط که عادی احساس نکنی!
و من دوست ندارم که شما هرگز عادی احساس کنید.
همین.

مؤخره:
داشتم گزارش محمّد فیاض عزیز – رییس بخش تحقیقات مرتع – را به نماینده مردم زابل گوش می‌دادم که با این دو تصویر روبرو شدم … ممنون از فیاض عزیز که فیض دیدن این تصاویر را با خوانندکان دریادل کلبه‌ی مجازی درویش به اشتراک ن


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 13:35:45 - 1390/2/22 تعداد بازدید : 6607 نظر بدهید (0)




ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 13:35:35 - 1390/2/22 تعداد بازدید : 6995 نظر بدهید (0)


جهان تیغ یا جهان تیغی ویافیروزی جهانتیغ از طایفه‌های بزرگ استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این طایفه اصل و ریشه خود را از اعقاب مالک اشتر نخعی می‌دانند. و چنین معتقدند که اجدادشان بعد از قیام مختار ثقفی مورد غضب حجاج بن یوسف قرار گرفته و آنان به علت عدم احساس امنیت ناگز شدند به ایران و (کرمان) مهاجرت نمایند، و در زماننادرشاه از آن‌ها در جنگ‌ها به عنوان عساکر و سرباز شمشیرزن استفاده می‌شده‌است

سالخوردگان طایفه حکایتی دارند که درآن آمده‌است، به هنگام محاصره طولانی قندهارافغانستان ،یکی از دروازه‌های این شهر که، چهل زینه نام داشت ، بارها توسط سربازان نادرشاه فتح می‌شد و هر بارنگهبانی بر این دروازه می‌گماشت اما صبح با جنازه آنان مواجه می‌شد. این کشتار مرموزشبانه، ادامه داشت تا نوبت به نگهبانی به جماعتی از سیستانرسید. اینان گوشه پیراهن‌های بلندشان را به هم گره زده و با خود عهد کردند تا با پای جان با هم مقاومت کنند و این ایستادگی سبب شد تا دروازه را از دست ندهند. این پیروزی مورد توجه نادرشاه قرار گرفت و آن جماعت را «جهان تیغ» نام نهاد.

سه نفراز این گروه سر آمد دیگران بودند که یکی در قندهار ماند و فرزندان وی به «جوخیز» معروفند و دیگری در سیستان اقامت کرد و فرزندان او جهان تیغ‌های سیستان (شهرزابل و ده جهان تیغ) را تشکیل دادند و سومی به موطن خود یعنی کرمان (بم وتوابع ) مراجعت و به «جهان تیغی» معروف شدند


ادامه مطلب ...


نویسنده : بنیادنیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی تاریخ : 13:27:15 - 1390/2/22 تعداد بازدید : 8978 نظر بدهید (0)


نژاد پیش از ورود و استقرار آریایی ها در سیستان، نژادهای بومی در این منطقه می زیسته اند و بعد از آن مردم ساکن در این منطقه از نژاد آریایی هستند که بهتر از سایر نقاط، زبان و خصوصیات کلی ایرانیان دوره هخامنشی را حفظ کرده اند. این قوم نجیب قرنهاست که در این خاک مقدس زندگی نموده اند و در واقع نژاد آریایی تکامل خود را در دشت سیستان طی نموده است. اقوام سیستان و زابلی بخش عظیم طوایف سیستان را تشکیل می دهند. با توجه به سیر مدنیّت در این منطقه و دلایل متعدد دیگر در دوره های مختلف از طوایف شیرازی، عرب، بلوچ، قاینی، افغان و هندی به سیستان مهاجرت نموده اند. زبان و گویش محققین گویش مردم سیستان را یکی از چهار زبان متروک پارسی عهد باستان یاد کرده اند. لهجه سیستانی به زاولی معروف است و از بهترین نمونه های بازمانده گویش سیستانی سرود آتشکده کرکویه سیستان است. در سال 254 هجری قمری یعقوب لیث صفاری اولین دولت مستقل ایران را بعد از اعراب در سیستان بنیاد نهاد، وی زبان پارسی دری را زبان رسمی ایران نمود که تا کنون رسمیت دارد. خط کاوش بایتان شناسی در شهر سوخته سیستان روشن نمودکه هنگام شکوفایی این فرهنگ در 3200 سال قبل از میلاد مسیح خط نگارگری در سیستان رواج داشته است. از جمله گل نگاره ذوزنقه ای شکلی است که از آغاز دوره ایلامی در لایه دهم شهر سوخته پیدا شده است. در دوره هخامنشی، خط رایج در منطقه خط میخی بود، خط اوستایی نیز در بعضی از سکه های آن زمان دیده شده است. بعد از شهریاری یعقوب لیث، زبان و کتابت رایج در سیستان پارسی دری و پهلوی بود. موسیقی سنتی موسیقی برگرفته از حکمت معنوی و مولود فرهنگ اصیل این دیار و دارای قدمتی کهن است. در موسیقی سازی، انواع سازهای محلی از جمله قیچک، نی، دایره، سرنا و ساز و دهل استفاده می گردد که توسط هنرمندان بومی در خود منطقه ساخته میشد و در کنار موسیقی آوازی و مقامی که برگرفته از احساسات و فولکلور مردم است در ردیفها و آواها به صورت دوبیتی ها (سیتکها) رباعیها، لالاییها و به مناسبتهای مختلف اجرا می گردد. رقص شمشیر از نمونه های شاخیص موسیقی سازی و آوازی در منطقه است که ضمن داشتن شهرت جهانی با شور و اشتیاق خاصی در جشنها و مراسم آیینی این دیار برگذار میگردد. بازییها و ورزشهای محلی کشتی کچ گردان (kach) : خاستگاه دیرینه ای در سیستان دارد و بسیاری از فنون آن اکنون در کشتی آزاد که ورزش ملی ایران است اجرا می گردد. کودّی (kavade) : از بازیهای محلی و اصیل سیستانی است، هم اکنون به عنوان ورزش بومی و رسمی، شهرت بین المللی یافته و در بیشتر مسابقات برگذار میگردد. خسو (khoso) : شنا، چوک بازی، چوب بازی و رقص شمشیر مناسکی آیینی که از قدمت و اعتبار ویژه ای در سیستان برخوردار است در بیشتر جشنها برگذار می گردد. پزشکی سنتی اولین جراحی جمجمه که با موقیت در شهر سوخته که در حدود 5200 سال قبل انجام شده است قدمت پزشکی سنتی را در سیستان نشان میدهد. رستم زاد یا اولین سزارین و اولین بیهوشی برای جراحی به نقل از شاهنامه در سیستان اتفاق افتاده است. شکسته بندی و حجامت قدمت دیرینه ای در این منطقه دارد و استفاده از گیاهان دارویی مرسوم است. معماری یکی از جاذبه های سیستان، معماری و بهره گیری مثبت از فرایند چرخه طبیعت در ساخت مسکن است که به بهترین شکل در زندگی مردم نمود دارد. فرهنگ عامه تمدنی که اکنون در سیستان شاهد آن هستیم رهاورد مشعلی تابناک است که طی هزاران سال سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده است و شامل فرهنگی اصیل در قسمتهای مختلف زندگی و فولکلور منطقه می باشد. آیین ها و مراسمات در سیستان آیینها برگرفته از اقلیم و طبیعت منطقه، اعتقادات و طبقات اجتماعی مردم است و به مناسبتهای مختلف انجام می شود از جمله : آیین ها در موقع کار : 1- مراسم حشر : آیین کهن لای روبی بستر رودخانه هیرمند است که حاکی از یک نوع تعاون و همبستگی منطقه ای و تبلور عینی اتحاد در حل معضلات است که هنوز هم در منطقه انجام می گردد. 2- مراسم جشن گندم : جشن و پایکوبی به مناسبت برداشت گندم و شکرگذاری از درگاه ایزد ممنان است که با رقص و پایکوبی خاص سیستانی برای هر تازه واردی بسیار جذّاب میباشد. - آیینهای مذهبی : عید فطر، عید غدیر، عید قربان و مبعث پیامبر صلوات الله علیه، تولد حضرت علی علیه السلام، مراسم آیینی نمه شعبان که مردم در این روز به زیارت اهل قبور رفته و یک نوع شیرینی محلی به نام چلبک درست میکنند، مراسم سحر خوانی و رمضان خوانی در شبهای ماه مبارک رمضان و مراسم عزاداری در ماه محرم با اجرای تعزیه و سوگواری. - آیین های ملی : نوروز و جشن سیزده بدر مردم به زیارت کوه خواجه و سایر زیارتها می روند، جشن می گیرند و شادی می کنند، مراسم آیینهای بسیار زیبایی نیز در هنگام تولد و ازدواج اجرا میگردد. ادبیات شفاهی ضرب المثلها، چیستان، افسانه های کهن، داستانهای حماسی و اشعار محلی است که ریشه در اعتقادات و باورهای سنتی و اصیل مردم دارد. امروز نيز، عاشقاني سرفراز و سراپا ايثار، پرچم فرهنگ و تمدن و تاريخ سيستان را برافراشته اند و داعيه پاسداري از اين سرزمين آغشته به عطر شهيدان را دارند كه به سلاح انديشه و علم و تقوا، دل و جان را زيور داده اند و اين نامهاي عزيز و ارجمند را مي توان درميان صدها استاد دانشگاه و فرزانه و خطيب و فرهيخته و طبيب و پژوهنده و شاعر و اديب و مورخ معاصر سيستان كه مبدا تحول در اين گوشه از ميهن تابناك اسلامي شده اند جستجو كرد. قالی بافی قالی بافی: شروع قاليبافی در سيستان به دو هزارسال پيش برمی گردد که اقوام سکايی در دشت زرخيز سيستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گليم می بافتند و نمد توليد می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتايی واقع در سيبری، قالی، گليم و نمد به دست آمده است. در نوشته های اوايل دوره اسلامی، سيستان دارای بهترين بافته های ابريشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازيريک" نشان می دهد که اين قالی توسط اقوام سکايی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستين کسانی بودند که بافته هايی بسيار زيبا از خود به جای گذاشته اند. طرحهای قالی سيستان شبيه به نقش های ترکمن است و نقش های اصيلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غيره که در اکثر نقاط ايران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قديمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی ديگر منتقل شده اند. قالی بافان سيستانی به واسطه زندگی غير ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغيير يافته است. گليم بافی:از ديگر رشته های مهم صنايع دستی که هم در سيستان و هم در بلوچستان رايج است، گليم بافی است. گليم بيشتر توسط زنان چادرنشين که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اوليه گليم بهره می برند. نقشهای گليم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بيشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مايه تيره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفيد يا زرد به کار می رود. سوزندوزی: بدون ترديد سوزندوزی بلوچ را بايد در زمره يکی از اصيل ترين و جالب ترين رشته های صنايع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از اين خاک نيز رسيده و مردم بسياری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظريف و پر سابقه ای که هيچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ايران شروع شده است. آنچه مسلم است تقريباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آيند. در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شايد مهمترين وسيله تزئين لباس همين سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسيد از چه زمانی پيراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصيت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعيين کنند. سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکيب رنگ ها، طبيعت رنگين و زيبايی آفريده و جهانی ساخته اند که در انديشه و خيالشان شکل می گرفته است. طبيعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسيم کرده اند، نه به آن شيوه و شمايلی که وجود دارد. پيراهن بلوچ با چهار قطعه تزئين يافته است که عبارتست از يک قطعه پيش سينه، دو قطعه سرآستين و قطعه ديگر که در زير پيش سينه به طور عمودی تا پايين پيراهن دوخته می شود و جيب يا در اصطلاح محلی "گوپتان" ناميده می شود. سوزندوزی بلوچ به صورت پيش سينه، جيب، سرآستين، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، روميزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود. از طرحهای اصيل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مرواريد نام برد. پريوار دوزی و توردوزی نيز از ديگر انواع رودوزيهای بلوچستان است. خامه دوزی: خامه دوزی بسيار شبيه سوزندوزی بلوچ است با اين تفاوت که در آن فقط از نخ سفيد يک رنگ استفاده می شود. اين هنر تنها در روستاهای سيستان رواج دارد. محصولات خامه دوزی شامل عرقچين، لباس، پيش سينه، جانماز، روميزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهيه می شود. سياه دوزی:نوع ديگر سوزندوزی در سيستان، سياه دوزی است که در آن از نخ سياه ابريشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گيرد. خامه دوزی و سياه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بين اهالی سيستان خريد و فروش می شود. سکه دوزی: تنها مورد ديگر تزئين منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را يا به ديوار می آويزند و يا جهت تزيين روی رختخواب می اندازند و يا در عروسی ها به گردن شتر می آويزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بين اهالی بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هايی هم در هنرهای دستی ساکنين اين مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبيعی است. بهمين دليل تشابهاتی بين سکه دوزی بلوچ ايران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد. سفالگری:کلپورگان مرکز توليد نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کيلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ايران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر توليد و رنگ به سفالهای ديگر مناطق ايران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدايی توليد می شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظيفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گيرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گيرد و تراش داده می شود و با سياه قلم تزيين می شود. نقش ها ساده و هندسی است. مصنوعات ساخته شده شامل: ديگ، سينی، کوزه، قليان، گلدان، ليوان، قوری، مجسمه حيوانات و ... است باورهای سیستانی گوشه هائی از باور های عامیانه مردم سیستان در ارتباط با حیوانات : • اگر بلبل آواز بخواند، مهمان می رسد . • نگاهداری (در قفس انداختن) کبوتر، بد شگون است . • اگر پلپلاسی (پرستو، چلچله) خودش به خانه آمد و لانه ساخت، خوش یمن است . • خراب کردن لانه پلپلاسی، بد یمن است . • اگر مرغ خود را تکان دهد، میهمان می رسد . • اگر مرغی تخم دو زرده کرد، به فال نیک می گیرند . • اگر گاو پای خود را تکان دهد، باران خواهد آمد . • اگر هنگام سفر روباهی را ببینند و این روباه درنگ کند و صورت خود را به مسافر نشان دهد، این سفر را خوش یمن می دانند . • آمدن باران به هنگام آفتاب، نشانه آن است که گرگی دارد می زاید . • اگر کسی آب روی سگ بریزد، زگیل در می آورد . • اگر سگ در خانه باشد، جن جرئت ورود را ندارد . • اگر کسی جز مرغ و خروس حیوان دیگری را کیش گفت، به خانه اش میهمان می رسد . کشک زرد کشک زرد (کشک زابلی) : مخلوطی تخمیر و خشك شده از بلغور گندم، ادویه، زرد چوبه و دوغ است . این مجموعه را به مدت یک هفته الی ده روز در کیسة نخی می‌گذارند، سپس آن را درآورده و پس از ورزدادن، پودر می‌کنند. کشک زابلی به صورت یک غذای کامل و مقوی در مدت کوتاهی طبخ می‌شود. برای مصرف، مقداری ازآن را با روغن و پیاز سرخ می کنند، سپس رویش آب می ریزند و می گذارند تا بجوشد . آچار : آچار ترکیبی است از خمیر: پیاز، آرد گندم جوشیده و زردچوبه. آچار به شکل دایره‌های کوچک، خشک و به نخ کشیده می‌شود و به انواع خورش‌ها، طعم و لعاب می‌دهد ضرب المثل های سیستانی انسان وقتي پاي صحبت مردم سخنورخوش بيان وخوش ذوق ودرعين حال محروم سيستان مينشيندوبه ضرب المثل هاي رايجي كه درحين گفتار متكلم مطرح ميشودگوش فراميدهد چنان شيفته وفريفته وي ميشودكه گويي سعدي شيرين سخن رادرپيش روداردالبته مطرح نمودن ضرب المثل درادبياتكشورپهناورايران مصطلح است امااصالت نظم ونثر فارسي قديم درتكلم رايج سيستانيهابه نحوچشم گيري محفوظ وبرقرارمانده واين باب سخنوري كه مطلوب سرزمين سيستان است نسل به نسل تابه امروزنقل قول شده وميراث گرانبهاي سيستانيهاگرديده است كه خودجاي بسي تاني ومباهات است.گرچه ضرب المثلهاي مندرج زيراندكي ازدرياي مواج ادبيات سيستان است معذالك صحت مدعاي ماراثابت ميكندوازطرفي اين مطلب ميتواندمنشايي باشدمحض اطلاع سيستوني هايي كه قلبامشتاق اصل ونسب وشجره خويش ميباشندلكن ازآن كم اطلاع وغافل اندباشدكه خوانندگان ازاين گنجينه گرانبهاتوشه اي ببرندواصالت نياي خود راپاس دارند . هركَه صَبركُنَه خوارِنْمِشو كسي كه صبوراست خواري وتنگدستي رالمس نمي كند. هركَه صبردارَه گنج دارَه صبرنزدهركسي بمانندگنج است مُلْكِ خداتنگ نِيَهْ پُويِ گَدالَنگ نِيَه براي گداي تندرست وصحت العضو ملك خدابسياراست گَدااگَه وَتختِ شائي بَرشيِنَه بازگَدايَه ميخواهدعقده گدازاده رابرساندولي عكس آنهم ثابت شده اَمقه بْكاركِه بِتْني دْروكُني كارنيكوكردن ازپركردن است نيك راخوبي وبدرابدي بود كَسِي كِه دارَه خيِ نادارقومي نْدارَه ثروتمندقوم وخويش نمي شناسدياسوارراغم پياده نيست طْمَع كارشوبِي شُمْ مِي مُونَه طمع بيش ازحدممكن است فاجعه آفرين باشد بارِكَجْ وَسَرْنْمِي رِيَه باركج به منزل نرسديادروغگورسواشود باكَلُوبْسازُووَدِه بْتازْ ضرب المثل معروف كه باكدخدا(كلان)بسازوبه ده بتاز اُوبارِشْ وَدَنِ گُربِه سْيَه نِيَه اگرگربه سياه بگويدباران نبارد دِنْدُونِ اسبِ پِش كَشَ نْمِشْمارِه پيش كش به مفهوم شيربهاست مقصوداينست كه اگر اسب اهدايي پيرباشدسن وسالش راروي دندان نگاه نكنندكه كسرشان باشد كِشْت وكارِپِدَرُودرُوداسِ فَرزِنْدونَه مشت نمونه خرواراست هرچه هستيم پدران ماهمين بودندويا

ادامه مطلب ...




صفحه 1 از 2  1 2

نرخ سکّه و طلاوب سایت شهاب حسینیبرنامه نویسی حرفه ای PHPدروس تخصصی فوق لیسانس مهندسی نرم افزاردنیای مد و لباسپکیج تصفیه فاضلابشهر هوشمند ارومیه کاملا اجرایی شد - فروشگاه شهر هوشمندشهر هوشمند